خانه
گاما

درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی

درس 9: تورم و کاهش قدرت خرید

بازدید63/4 K
تاریخ بروزرسانی1401/05/18

موقعیت

بسیاری از فعالان میدان تولید که علاقه‌ای به از دست‌دادن سود نداشتند یا توان ماندن در بازار برایشان نمانده بود، از گردونه رقابت خارج شدند. تحریم‌های بانکی به همه فشار آورده بود. دولت با کسری بودجه مواجه شده بود؛ یعنی هزینه‌هایش بیشتر از درآمدش شده بود و راهی جز افزایش مالیات نداشت. از طرفی وابستگی ساختار پولی کشور به دلار، کمر همه را شکسته بود. دلار کمیاب شده و نرخ برابری ریال و دلار به شدت بالا رفته بود. چندی پیش هر دلار با 3 هزار تومان قابل تعویض بود، اما اکنون این عدد چند برابر شده بود. شاید دیگر هیچ نکته منفی‌ای نبود که برای تولیدکنندگان خودنمایی نکند. تا قبل از این تحریم، خرید مواد اولیه موردنیاز کارگاه آقای محمدی را سخت کرده بود و اکنون تورم هم گلی به این بوستان افزوده بود!

دوراهی انتخاب شاید هیچ‌گاه آن‌قدر سخت نشده بود. موضوع آن‌قدر پیچیده بود که آقای محمدی تمام روز جمعه را مشغول فکر کردن به آن بود.

امیرعلی: بابا یه جمعه رو می‌شه بی‌خیال کار بشین؟
ستایش: خب دلمون گرفت از بس شما توی خودتونین!
مادر: راست می‌گن بچه‌ها خب! چرا این کار شما تعطیلی نداره؟
پدر: نمی‌دونم چیکار کنم؟ یا باید قیمت محصولاتمون رو سه برابر کنم یا اینکه تعطیل کنم بره.
ستایش: همه که گرون کردن، شما هم گرون کنین!
پدر: فرض کن که این کارو کردم، بعد کشاورز بیچاره چی؟ میاد از ما بخره؟
امیرعلی: بله که میاد! مگه تحریم نیستیم؟ جنس خارجی شده پنج برابر ایرانیش شده سه برابر، خب معلومه ایرانی می‌خره.
پدر: فرض کن قاچاق نیست و اومد جنس منو خرید، حالا میوه و محصولشو چند برابر بده به فروشنده تا بتونه دوباره تولید کنه؟ تازه این وسط دلال‌ها هم که هرکاری دلشون بخواد می‌کنن!
ستایش: خب همه همین کار رو می‌کنن پدر من مگه چیه؟
پدر: نفست از جای گرم بلند می‌شه‌ها، من و تو داریم و می‌تونیم بخریم، اونی که نداشت و نداره چی می‌شه؟
امیرعلی: چه افتضاحی!! چرا این طوری شد آخه؟
پدر: تورم همینه دیگه! مثل یخ فروشی که توی گرمای تابستون زیر نور آفتاب داره سرمایه‌اش آب می‌شه، پول توی حساب‌بانکی تو هم بی‌ارزش می‌شه.
ستایش: تورم چه ربطی به ارزش پول داره بابا؟
مادر: بی‌خود نبود قدیمی‌ها می‌گفتن هر گرفتاری‌ها از پول شروع می‌شه.
امیرعلی: اگه اینترنت رو می‌دیدن چی می‌گفتن؟

گفت‌وگو در کلاس (صفحه 93 کتاب درسی)

 

1- به نظر شما افزایش قیمت‌ها چه تأثیری در کسب‌وکارها خواهد گذاشت؟
2- به نظر شما آیا میان تورم، پول و خرید کالاها رابطه‌ای وجود دارد؟
3- چرا معمولاً گمان می‌کنیم تورمی که واقعا وجود دارد، بیشتر از آن چیزی است که مسئولان اقتصادی می‌گویند؟

نقشه‌ راه

در این درس می‌خواهیم درباره رابطه تورم با پول گفت‌وگو کنیم و بدانیم چرا تورم یک آسیب و تهدید اقتصادی است. همچنین می‌خواهیم درباره محاسبه نرخ تورم مطالبی فراگیریم. این محاسبه درک بهتری از نوسان قیمت‌ها به ما خواهد داد. محاسبه تورم، همچنین باعث می‌شود تا بدانیم چرا میان آنچه از تورم احساس می‌کنیم و آنچه واقعا در اقتصاد روی داده است، تفاوت‌هایی وجود دارد. در پایان این درس خواهیم توانست:

- چیستی پول و رابطه آن با تورم را توضیح دهیم.
- مفهوم تورم را شناسایی و نرخ آن را محاسبه کنیم.
- تاثیر تورم بر کسب‌وکارهای اقتصادی را توضیح دهیم.

پول، ثروت و قدرت خرید

یکی از باورهای رایج میان مردم این است که گمان می‌کنند، پول همان ثروت است. برای اینکه این باور را بیازمایید، کافی است به پولی که در جیبتان دارید فکر کنید؛ مثلاً شما با 5000 تومان پولی که در جیب دارید اکنون می‌توانید دو بسته بیسکویت بخرید. در حالی که با همین 5000 تومان در 10 سال پیش می‌توانستید یک پیراهن و در بیست سال قبل، یک کیف تهیه کنید. پس ارزش پول یا به عبارت دیگر، قدرت خرید پول کاهش پیدا کرده است.

حالا فرض کنید مدیرعامل یک شرکت تولیدی هستید و تورم باعث شده است تا یکی از نهاده‌های تولیدی که سال قبل با 500 میلیون تومان می‌خریدید، اکنون باید بابت همان نهاده، 700 میلیون تومان پرداخت کنید و این افزایش قیمت را روی محصول نهایی خود اعمال کنید.

هر ساله میزان پولی که دست مردم است افزایش می‌یابد. مثلاً حقوق کارمندان یا درآمد مشاغل افزایش می‌یابد، اما آیا این به معنای ثروتمندتر شدن مردم هم است؟ پاسخ به این سؤال به این بستگی دارد که قدرت خرید پول چه تغییری کرده است. برای اینکه بدانیم آیا قدرت خرید پول افزایش یافته است یا کاهش، باید با مفهوم تورم و پیش از آن با مفهوم پول، آشنا شویم.

پول چیست؟

پیش از این با مفهوم مبادله آشنا شدید. در یک اقتصاد پویا روزانه میلیون‌ها مبادله انجام می‌شود. کشاورزان و دامداران و صنعتگران و دیگر قشرها، محصولات خود را با یکدیگر مبادله می‌کنند. فرض کنید قرار باشد همه این مبادلات به صورت پایاپای (تهاتری) صورت گیرد؛ یعنی مثلاً کشاورز گندمش را با کفش صنعتگر مبادله کند و مجددا کفش خریداری شده را با گوسفند دامدار معاوضه کند. به همین شکل دامدار و صنعتگر نیز با گوسفند و کفش با یکدیگر مبادله کنند. در این صورت چگونه می‌توان گوسفند را با کفش مبادله کرد؟ چه تعداد گوسفند در برابر چه تعداد کفش باید مبادله شود؟ آیا گوسفندها یا گندم‌ها در طی مبادلات گسترده از بین نمی‌روند؟ آیا می‌شود آن‌ها را به راحتی حمل کرد؟ تصور کنید یک نفر برای تأمین یکی از نیازهایش، مجبور باشد به ده‌ها نفر مراجعه کند و ده‌ها مبادله کالابه‌کالا انجام دهد؛ به نظر شما چنین فرایندی، چه مشکلاتی ایجاد می‌کند؟

به دلیل همین مشکلات، بشر برای مبادلات خود، از کالایی با دوام و فاسدنشدنی و قابل تقسیم به تکه‌های کوچک و پرطرف‌دار استفاده کرد. البته در هر منطقه، کالایی خاص پرطرف‌دار بود. مثلاً در ایران، غلات؛ در هندوستان، صدف؛ در تبت، چای و در روسیه، پوست سمور خواهان بیشتری داشت. ساکنان این مناطق حاضر بودند کالاهای اضافی خود را با این کالاها معاوضه کنند؛ زیرا اطمینان داشتند که با دادن این کالاها می‌توانند کالاهای موردنیاز خود را دریافت کنند. به این ترتیب، این نوع کالاها به عنوان اولین پول، مورد استفاده قرار گرفت.

هرچند مبادله به وسیله کالاهای یاد شده، با سرعت و راحت‌تر از مبادلات پایاپای انجام می‌گرفت، افزایش تولید و زیاد شدن حجم و تعداد مبادلات، مشکلات جدیدی را با خود به همراه آورد؛ از جمله اینکه کالاهایی که به عنوان وسیلۀ مبادله از آنها استفاده می‌شد، در صورتی که مدت زیادی بدون مصرف می‌ماندند، فاسد و غیرقابل استفاده می‌شدند. همچنین به دلیل حجم زیاد، فضای زیادی را اشغال می‌کردند. از سویی دیگر، تأمین جا برای محافظت از این کالاها، هزینه نگهداری آن‌ها را افزایش می‌داد که به تولیدکنندگان، ضرر می‌رساند. به این ترتیب، بشر دریافت که این کالاها وسیله مناسبی برای معامله نیست و به جای آن می‌توان از برخی فلزات، مثل طلا و نقره استفاده کرد. این انتخاب، موجب گسترش تجارت در داخل کشورها و بین ملت‌ها شد و فعالیت‌هایی از قبیل دریانوردی و حمل و نقل را نیز رونق بخشید.

با وجود فواید زیاد استفاده از پول‌های فلزی مثل طلا و نقره، باز هم مشکلاتی وجود داشت؛ مثلاً میزان طلا و نقره محدود بود و با افزایش تجارت و مبادله، به پول بیشتری نیز نیاز بود. در این میان، عده‌ای از بازرگانان در معاملات خود به جای پرداخت سکه‌های فلزی، رسیدی صادر می‌کردند که بیانگر بدهی آنان بود. طرف مقابل هم براساس اعتمادی که داشت، این رسید را می‌پذیرفت. به تدریج، بازرگانانی که به یکدیگر اعتماد داشتند، این رسیدها را بین خود مبادله می‌کردند. مردم هم برای در امان ماندن از خطرهای احتمالی و همچنین رهایی یافتن از حمل مسکوکات در معامله‌ها، پول‌های خود را به تجار یا صرافان معتبر می‌سپردند و در مقابل، رسید معتبر از آنان دریافت می‌کردند و در معاملات خود این رسیدها را به کار می‌گرفتند تا جایی که در دوران تمدن اسلامی، کارگری در بلخ رسید صرافی اسلامبل (استانبول) را می‌گرفت. این رسیدها در واقع نخستین اسکناس‌ها بود که پشتوانه آن‌ها طلا و نقره‌ای بود که نزد صرافان و بازرگانان نگهداری می‌شد. رونق روز افزون کار صرافی‌ها، آن‌ها را به نهادی مهم در اقتصاد تبدیل کرد که نام آن، بانک شد.

بی‌مبالاتی یا سوء استفاده برخی صرافان از اعتماد مردم یا تعداد زیاد انواع رسیدها و صرافی‌ها، که آشنایی و اعتبارسنجی آن‌ها را برای مردم سخت کرده بود، موجب شد تا دولت‌ها برای جلوگیری از بروز این گونه مشکلات به ناچار چاپ و انتشار اسکناس را بر عهده گیرند. فکر سپردن نشر پول به یک بانک تجاری از اینجا شکل گرفت. با گسترش ارتباطات، بانک‌ها فعالیت خود را گسترش دادند و نقل‌ و انتقال اسکناس هم کم‌کم دشوار شد. در این میان یکی از خدماتی که بانک‌ها ارائه دادند، چک بود. در معاملاتی که با چک انجام می‌شود، پول نقد بین افراد رد و بدل نمی‌شود، بلکه بانک موجودی حسابی را کاهش و موجودی حساب دیگری را افزایش می‌دهد. چون افراد خودشان مبلغ چک را روی آن می نویسند، به آن «پول تحریری» یا «ثبتی» گفته می‌شود.

افزایش حجم و سرعت مبادلات و همراه شدن آن با انقلاب دیجیتال و الکترونیک، موجب شد تا بشر به دنبال روش‌های سریع‌تر و راحت‌تری باشد. در نتیجه امروز شاهدیم که پول الکترونیکی قابل ثبت در کارت‌های بانکی و قابل انتقال در شبکه‌های ارتباطی، خرید و فروش و انتقال دارایی را بسیار آسان کرده است. در آینده پول‌های دیجیتالی گوناگونی را خواهیم دید که فرصت‌ها و تهدیدات جدیدی را برای زندگی بشر ایجاد خواهد کرد. «بیت‌کوین» یکی از این پول‌های نوظهور است.

بیشتر بدانیم: داستان پول

قبل از به وجود آمدن پول مردم از کالاهای گوناگون جهت پرداخت‌ها بهره می‌بردند.

پول‌های کاغذی، تحریری یا الکترونیکی، خصوصیتی اعتباری دارند. پولی که شما در دست دارید و روی آن نوشته شده است 10 هزار تومان، به این معنی نیست که این ورقه کاغذ به خودی خود، 10 هزار تومان می‌ارزد؛ بلکه به معنی سند یا رسیدی است که به شما امکان می‌دهد، با آن معادل 10 هزار تومان کالا یا خدمات دریافت کنید. اطمینانی که مردم به ارزش پول در مبادلات دارند، پشتوانه پول به شمار می‌رود. زمانی که پول طلا و نقره رایج بود، پشتوانه پول همان طلا و نقره موجود در خود پول بود. پشتوانه پول کاغذی هم پول‌های فلزی و شمش‌های طلا و جواهراتی بود که نزد صراف یا بانک بود؛ اما امروزه پول‌های فلزی و کاغذی و تحریری و الکترونیکی که در دست افراد یا در حساب آنهاست، پشتوانه‌ای جز قدرت اقتصادی کشور ندارد.

وظایف پول

بر اساس آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت که پول چهار وظیفه مهم دارد:

1- وسیلهٔ پرداخت در مبادلات: شما در مبادلات خود، پول را می‌پذیرید؛ زیرا می‌دانید که دیگران نیز هنگام فروش کالاها یا خدمات خود، آن را خواهند پذیرفت. نقش اصلی پول در مبادلات، آسان‌سازی مبادله است.

2- وسیلهٔ سنجش ارزش: با پول می‌توان ارزش کالاها را مشخص کرد و سپس ارزش نسبی آن‌ها را باهم سنجید. عملاً پول، کار خرید و فروش کالاهای مختلف و تبدیل قیمت‌ها را به یکدیگر آسان می‌کند. هر یک از کشورها دارای واحد ارزش خاص خود هستند؛ مثلاً واحد ارزش در اتحادیه اروپا یورو، در آمریکا دلار و در ایران ریال (تومان) است.

3- وسیلهٔ پس‌انداز و حفظ ارزش: شما نیازهای گوناگونی دارید که با پرداخت پول، آن‌ها را برطرف می‌کنید. بعضی نیازها هر روزه و بعضی در طول زمان پیش می‌آید و فرد همواره باید مقداری پول را برای رفع نیازهای آینده خود نگهداری کند. علاوه بر هزینه‌های روزمره، برخی هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی نیز هست که در موقعیت‌های خاص پیش می‌آید. همچنین برخی اوقات افراد تمایل دارند بخشی از ثروت و دارایی خود را به شکل پول نگه دارند.

4- وسیلهٔ پرداخت‌های آینده: در صورتی که پول بتواند حفظ ارزش کند، می‌تواند وسیله مناسبی برای پرداخت آینده نیز باشد. این وظیفه پول در روزگار ما کاملاً محسوس است؛ زیرا بیشتر معاملات تجاری در مقابل پرداخت‌های آینده صورت می‌گیرد. خرید اقساطی و رد و بدل کردن حواله‌های بانکی نیز از همین نوع است.

نقدینگی

یک استخر بزرگ با مقدار مشخصی آب را درنظر بگیرید. می‌توانیم کل پولی را که به شکل مسکوک، اسکناس و چک پول در دست مردم و یا به شکل سپرده دیداری (demand deposit) در حساب‌های بانکی نگهداری می‌شود، به حجم آب یک استخر تشبیه کنیم. کل حجم پول موجود در کشوربه علاوه شبه پول (near money)، نقدینگی (liquidity) آن کشور به شمار می‌رود.

چک پول + سپرده‌های دیداری + اسکناس و مسکوکات = حجم پول
حساب‌های پس انداز بلندمدت + حساب‌های پس انداز کوتاه مدت = شبه پول
شبه پول + حجم پول = نقدینگی

همان‌طور که آب استخر قابل زیاد یا کم شدن است، حجم نقدینگی نیز کم یا زیاد می‌شود. البته در بیشتر موارد حجم نقدینگی در کشورها با افزایش روبه‌روست. سازوکار ایجاد نقدینگی یا در واقع چگونگی افزایش نقدینگی در کشور، سازوکار نسبتاً پیچیده‌ای است که نمی‌خواهیم در اینجا وارد جزئیات آن شویم؛ اما بد نیست بدانید که افزایش نقدینگی معمولاً ناشی از عملکرد بانک‌هاست. اگر می‌خواهید تا حدودی از این سازوکار سر در بیاورید، متن زیر بعد را مطالعه کنید.

بیشتر بدانیم: بانک‌ها و افزایش نقدینگی

با رونق گرفتن تجارت در جوامع بشری به‌ویژه ابتدا در تمدن اسلامی در قرن‌های سوم تا هشتم هجری و سپس در اروپا در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، نیاز به پول و خدمات آن بیشتر شد. با جریان یافتن پول‌های کاغذی و اعتماد به آن‌ها، کم‌کم مؤسسات مالی روی کار آمدند که کار اصلی آن‌ها حفظ و تأمین امنیت پول و آسان‌سازی نقل و انتقال آن از شهری به شهر دیگر بود. این مؤسسات که ابتدا «صرافی» و سپس «بانک» نامیده می‌شد، با آسان کردن فعالیت‌های تجاری به افزایش مبادلات و در نتیجه تولید بیشتر کمک کردند. اعتبار این مؤسسات به این دلیل بود که مؤسسان آن‌ها بازرگانان معروف، ثروتمند و مورد اعتماد مردم بودند و در برابر خدماتی که ارائه می‌کردند، کارمزد دریافت می‌کردند.

مدیران این مؤسسات با گذشت زمان متوجه دو نکته مهم شدند: اول اینکه در اغلب موارد صاحبان پول‌های فلزی (که پول‌های خود را به امانت نزد آن‌ها گذاشته و رسید گرفته‌اند)، تمامی پول خود را از صندوق مؤسسه خارج نمی‌کنند و به همین سبب، بخشی از کل موجودی برای پاسخگویی به مراجعان کافی است. همچنین هم‌زمان با مراجعه تعدادی از افراد به مؤسسه برای دریافت پول خود، عده‌ای نیز برای واریز کردن پول به حسابشان مراجعه می‌کنند. در نتیجه هیچ‌گاه موجودی صندوق به صفر نمی‌رسد. این دو مسئله برخی را به این فکر واداشت که پول‌های راکد در صندوق را به کار گیرند.

از دیرباز صاحبان پول‌های راکد دو دسته بودند. عده‌ای با دادن قرض‌الحسنه، نیاز همنوعان خود را تأمین می‌کردند و با مشارکت‌ مالی در تجارت و تولید، بخشی از سود آن فعالیت اقتصادی را به‌دست می‌آوردند. در مقابل عده‌ای هم بودند که پول‌های راکد خود را به نیازمندان یا بازرگانان متقاضی وام می‌دادند و در مقابل، مبالغی اضافه بر وام دریافت می‌کردند؛ بدون اینکه در فعالیت اقتصادی مشارکت کنند یا ضرری متحمل شوند. این عده برخلاف آموزه‌های همه ادیان الهی، رباخوار بودند. در این مؤسسه‌های پولی (صرافی یا بانک) مسئله این بود که مالک پول‌های راکد کیست؟ صرافان دین‌دار پول‌های مردم را نزد خود امانت می‌دانستند و از این رو نمی‌توانستند بدون رضایت صاحب‌پول از آن استفاده کنند و اگر هم این پول‌های راکد را با اجازه صاحبان و از سوی آنان به کار می‌گرفتند، در این صورت موسسۀ مالی صرفا واسطه و وکیل بود و سود فعالیت‌اقتصادی، مال‌صاحب پول بود و مؤسسه فقط حق‌الوکالۀ خود را بر می‌داشت. در جوامع غیردینی، مؤسسه‌هایی شکل گرفتند که پول‌های راکد را نه امانت، بلکه قرض مردم به آنان و مال خود می‌دانستند و از این‌رو به آن‌ها وام می‌دادند و ربا می‌گرفتند. از سوی دیگر مؤسسات، برای افزایش توان وام‌دهی خود با دادن بخشی از آن ربا به مردم، آن‌ها را برای سپرده‌گذاری بیشتر تشویق می‌کردند. بانک‌های ربوی، این‌گونه شکل گرفت.

در هر صورت این گونه مؤسسات یا بانک‌ها (چه ربوی و چه غیرربوی) علاوه بر خدمات نقل و انتقال و محافظت از پول، به اعطای وام و تأمین اعتبار نیز پرداختند. امکان گرفتن وام و اعتبار و پیدایش مؤسسه‌ای که اعتبار دارد و می‌تواند این اعتبار خود را به دیگری هم بدهد (وام) در حجم و شکل فعالیت‌های اقتصادی تأثیر زیادی گذاشت.

این مؤسسات با چاپ رسید (پول کاغذی) قدرت خلق اعتبار یافتند و برخی هم از این فرصت سوء استفاده کردند. دولت‌ها هم با اطلاع از این مشکل، سعی کردند همانطور که حق ضرب سکه را منحصرا در اختیار خود داشتند، حق چاپ و نشر اسکناس را هم از افراد و مؤسسات بگیرند. هر چند انحصار این حق در دست دولت، ظاهرا بانک‌ها را صرفا به واسطه دریافت و پرداخت تبدیل کرده بود و دیگر نمی‌توانستند اسکناس چاپ کنند؛ اما ماهیت منحصر به فرد بانک، فراتر از آن بود. بعدها مشخص شد بانک‌ها حتی اگر اجازۀ چاپ پول را هم نداشته باشند، امکان خلق پول را دارند. فرض کنید در جامعه‌ای یک بانک بیشتر نداریم و اولین مراجعه‌کننده به این بانک، مبلغی را برای سپرده بلندمدت می‌گذارد. بانک می‌تواند حداکثر تا سقف‌کل آن مبلغ را به دیگری وام دهد. حال اگر بانک شرط کند که وام افراد را به‌جای اسکناس، به‌صورت اعتبار یا چک بپردازد و تمام کسانی که این چک‌ها را برای وصول به بانک می‌برند مجاب کند که پول نقد درخواست نکنند و در همان بانک حساب باز کنند و از خدمات چک یا کارت اعتباری استفاده کنند، در این صورت با پدیده منحصر به فردی روبه‌رو خواهیم بود. بانک می‌تواند به هر تعداد و به هر میزان که بخواهد، وام دهد، زیرا پول از گردش درون بانک خارج نمی‌شود. به این فرایند خلق پول یا خلق اعتبار می‌گویند. دولت‌ها این توان عجیب بانک را نیز باید مهار کنند. به همین دلایل بانک‌ها و مؤسسات‌مالی و اعتباری می‌باید ماهیتاً نهادی غیرانتفاعی و صرفاً با هدف ارائۀ خدمات به فعالان اقتصادی باشند. بانک‌ها فقط با مجوز بانک مرکزی تأسیس می‌شوند و تمام فعالیت‌های پولی آن‌ها باید تحت کنترل و نظارت شدید باشد.

تورم

معمولاً هنگامی با تورم روبه‌رو می‌شویم و آن را احساس می‌کنیم که بخواهیم کالایی را خریداری کنیم. در چنین حالتی اگر ببینیم برای کالای موردنظر باید پول بیشتری پرداخت کنیم، متوجه حضور تورم در اقتصاد می‌شویم. البته به این نکته توجه کنید که هر گونه افزایشی در قیمت را نمی‌توان تورم دانست؛ مثلاً ممکن است فروشنده‌ای بی‌انصاف کالای موردنظر شما را گران‌تر از آنچه هست، به شما بفروشد. آیا در این صورت می‌توانیم بگوییم این افزایش قیمت، تورمی است؟

اقتصاددانان افزایش در سطح عمومی قیمت‌ها را تورم (inflation) می‌گویند. از آنجا که این تغییر معمولا افزایشی است، تورم نیز معمولاً به معنای افزایش سطح عمومی قیمت‌ها درنظر گرفته می‌شود. نرخ تورم (inflation rate)، درصد افزایش سالانه سطح عمومی قیمت‌هاست. اگر قیمت کالاها در امسال نسبت به سال قبل 20 درصد افزایش یافته باشد؛ یعنی ما نسبت به سال قبل تورم 20 درصدی داریم و این به معنای آن است که قدرت خرید پول ما 20 درصد کاهش یافته؛ یعنی با یک مقدار مشخص پول (مثلاً 5 هزار تومان) امسال 20 درصد کمتر از سال قبل می‌توان کالا خریداری کرد، پس تورم نشان می‌دهد که قدرت خرید پول چقدر کاهش یافته است.

چگونه نرخ تورم را محاسبه می‌کنند؟

معمولا برای اندازه‌گیری تورم از شاخص قیمت مصرف‌کننده (cpi) (consumer price index) بهره می‌برند. برای تشکیل شاخص قیمت مصرف‌کننده، دولت‌ها معمولاً یک سبد بازار یعنی بسته‌ای از کالاهای گوناگون را که عموم مصرف‌کنندگان احتمالاً خریداری می‌کنند در نظر می‌گیرند، سپس دولت هزینه این سبد بازار را در قالب شاخص cpi در طول زمان رصد می‌کند. اگر قیمت این سبد در طی یک دوره مشخص، افزایش داشت، cpi نیز افزایش می‌یابد. سبد بازار طیف وسیعی از کالاها را شامل انواع موادغذایی، ماشین، لباس، خدمات تفریحی و... پوشش می‌دهد.

بعد از گردآوری اطلاعات قیمت از سبد کالاها و محاسبه شاخص قیمت مصرف‌کننده (cpi) برای هر سال، دولت از طریق رابطه زیر، درصد تغییر شاخص قیمت مصرف‌کننده (cpi) یا همان نرخ تورم را محاسبه می‌کند:

مثلاً فرض کنید در ماه جاری، cpi برابر با 1/1 باشد. اگر cpi در سال قبل، چنین ماهی، برابر با 1 بوده باشد، آنگاه شاخص قیمت مصرف‌کننده برابر است با:

\[cpi=\frac{1/1-1}{1}\times 100=10\]

عدد 10 به ما می‌گوید که از سال قبل تاکنون، 10 درصد شاخص قیمت مصرف‌کننده رشد داشته است و یا به عبارت دیگر، ما نسبت به سال قبل، تورمی معادل 10 درصد داشته‌ایم.

پیامدهای تورم

تورم از نظر علم اقتصاد، افزایش سطح عمومی قیمت‌هاست. وقتی این افزایش در سطح قیمت‌ها، بی‌رویه، پرنوسان و مداوم باشد، با تورم زیان‌بار روبه‌رو هستیم. تورم بر رفاه مردم و امنیت اقتصادی آن‌ها اثر منفی دارد. تورم موجب می‌شود فضای کسب‌وکار بی‌ثبات شود و تولیدکنندگان و بازرگانان نتوانند پیش‌بینی درستی از آینده قیمت‌ها در بازار داشته باشند. به این ترتیب، تولید و خرید و فروش کالاها با مشکلات زیادی روبه‌رو خواهد شد. از سوی دیگر، مصرف‌کنندگان کالاها و خدمات نیز، با کاهش قدرت خرید پولشان مواجه می‌شوند و این بر رفاه آن‌ها اثر منفی خواهد گذاشت. متأسفانه اقتصاد کشور ما در سال‌های متمادی از تورم‌ آسیب دیده است.

نمودار تورم در ایران از سال 84 تا 95

علل تورم و نقش دولت

درباره علت به‌وجود آمدن تورم در جامعه، نظریه‌های مختلفی وجود دارد. گاهی علت تورم، نابرابری عرضه و تقاضای کل در اقتصاد است. این فزونی تقاضا بر عرضه، به صورت افزایش قیمت‌ها بروز می‌کند. تصور کنید که برای خرید خودرو وارد بازار شده‌اید، اما خودرو به اندازه تقاضاکنندگان وجود ندارد و بازار با مازاد تقاضا مواجه است. در این صورت تنها عده محدودی از تقاضاکنندگان می‌توانند صاحب خودرو شوند. به نظر شما چه کسانی خودرو را تصاحب می‌کنند؟ درست است؛ آن‌هایی که قیمت بالاتری برای خودرو حاضرند بپردازند. به این ترتیب قیمت خودرو به سمت بالا می‌رود. اگر سایر کالاها نیز به نحو مشابهی افزایش قیمت داشته باشد، کم‌کم بر روی سطح عمومی قیمت‌ها اثر می‌گذارد و نرخ تورم کل کشور را افزایش می‌دهد. در این صورت دولت برای مقابله و کنترل تورم باید میزان عرضه کالاها را افزایش دهد. دولت به دو روش می‌تواند عرضه را افزایش دهد؛ روش اول آن است که ظرفیت‌های تولیدی را افزایش دهد؛ اما از آنجا که این روش معمولاً زمان‌بر است، دولت‌ها ترجیح می‌دهند از طریق افزایش واردات، بازار را تنظیم کنند.

فعالیت گروهی در کلاس (صفحه 103 کتاب درسی)

 

ویژگی‌های مثبت و منفی هر دو روش (افزایش عرضه و افزایش واردات) را بررسی کنید و به کلاس ارائه دهید.

تورم می‌تواند علل دیگری هم داشته باشد. مثلاً جنگ، سیل یا زلزله ممکن است تولید و عرضۀ محصولات را کم نماید. یکی دیگر از علل مهم تورم، نقدینگی ناهماهنگ با تولید است. اگر افزایش نقدینگی در کشور با افزایش تولید هماهنگ نباشد، می‌تواند سبب تورم شود. در این صورت دولت موظف است تا با کنترل میزان نقدینگی در کشور تورم را کنترل کند. در کشور ما، افزایش درآمدهای نفتی هر چند گاهی به افزایش ظرفیت‌های تولیدی کمک می‌کند؛ اما باعث رشد درآمدهای اقتصادی و رشد حجم نقدینگی در کشور می‌شود که تورم‌زا است. علاوه براین، نوسانات نرخ ارز نیز بر ارزش پول ملی ما اثر منفی می‌گذارد و منجر به کاهش قدرت خرید پول ملی می‌شود.

سیاست‌هایی که دولت از طریق بانک مرکزی برای مدیریت حجم نقدینگی و حفظ ارزش پول اعمال می‌کند، سیاست‌های پولی (monetary policy) است. سیاست‌های پولی معمولاً به دو شکل انجام می‌شود:

1- کاهش نقدینگی در گردش؛
2- افزایش نقدینگی در گردش.

سیاست اول به سیاست پولی انقباضی مشهور است و سیاست دوم را سیاست پولی انبساطی می‌گویند. زمانی که اقتصاد کشور گرفتار تورم می‌شود، برای پیشگیری از افزایش قیمت‌ها یا کاهش سرعت آن، بانک مرکزی سیاست کاهش نقدینگی یا همان کاهش حجم پول در گردش را به کار می‌گیرد. در حالت رکود اقتصادی که سطح تولید کاهش و بیکاری افزایش می‌یابد، معمولاً سیاست‌های انبساطی اعمال می‌شود.

یکی از روش‌هایی که بانک مرکزی کشورها برای کنترل تورم و تنظیم نقدینگی در گردش به کار می‌گیرد، سیاست بازار باز (open market operation) (فروش اوراق مشارکت) است. در این روش بانک مرکزی می‌تواند با فروش اوراق مشارکت به‌طور مستقیم از مقدار نقدینگی در دست مردم بکاهد یا با خرید اوراق مشارکت، نقدینگی بیشتری به جامعه تزریق کند.

فعالیت فردی در کلاس (صفحه 104 کتاب درسی)

 

گاهی افراد با شنیدن کاهش نرخ تورم به اشتباه انتظار دارند که سطح عمومی قیمت‌ها کاهش یابد و به عبارتی دیگر، کالاها ارزان‌تر شده باشد؛ با توجه به معنای تورم (افزایش سطح عمومی قیمت‌ها)، چرا مردم چنین اشتباهی را مرتکب می‌شوند؟

برای تفکر و تمرین (صفحه 104 کتاب درسی)

 

1- هرچند تورم در کل، برای اقتصاد کشور زیان‌بار است، اما برای برخی نیز سودرسان است. در هر یک از موارد زیر مشخص کنید که فرد توصیف شده، از تورم زیان می‌بیند یا سود می‌برد؟ دلایل خود را توضیح دهید.
- بازنشسته‌ای با یک حقوق ثابت بازنشستگی در طول دوره تورم.
- خریدار یک واحد ساختمانی که آن واحد ساختمانی را یک سال پیش از اتمام و تحویل، خریداری کرده است و بعد از تحویل، به خاطر تورم، افزایش در قیمت ساختمان روی داده است.
- مغازه‌داری که مجبور است قیمت محصولاتش را بعد از تغییرات قیمت، به روزرسانی کند.

2- فرض کنید تورم امسال معادل 23 درصد بوده است. شرکت تولیدی ایران سبز (شرکتی که آقای محمدی مدیرعامل آن است) نیز همچون سایر شرکت‌ها تحت تأثیر این نرخ تورم قرار گرفته است و هزینه عوامل تولید این شرکت به میزان 23 درصد افزایش یافته است. شرکت تصمیم می‌گیرد برای جلوگیری از ضرر بیشتر، قیمت هر دو محصولش (کود زیستی و سم زیستی) را افزایش دهد. به نظر شما آیا با وجود تورم عمومی و افزایش قیمت این دو محصول، تقاضای آن‌ها کاهش می‌یابد؟ اگر تقاضا هیچ تغییری نکند، درباره سود شرکت چه فکر می‌کنید؟ آیا می‌توان گفت افزایش می‌یابد؟ تحلیل کنید که اگر سود شرکت افزایش یابد، آیا واقعا حال شرکت بهتر می‌شود؟ (یعنی با این فرض آیا قدرت خرید شرکت افزایش می‌یابد) چرا؟

تحلیل کنید (صفحه 104 کتاب درسی)

 

- بر اساس آنچه درباره شیوه محاسبه نرخ تورم آموختید، میان تورم و کاهش قدرت خرید پول چه رابطه‌ای است؟
- چرا معمولاً بین نرخ تورمی که سازمان‌های رسمی اعلام می‌کنند و آنچه ما احساس می‌کنیم، تفاوت وجود دارد؟
- اگر به‌ جای دولت بودید، چه راهکارهایی برای مبارزه با تورم، ارائه می‌دادید؟

درس 9: تورم و کاهش قدرت خرید